تبلیغات
 شهید سید رضا سیدعلیزاده(صمدانی) - مطالب سید حجت الله صمدانی



شهادت امام جعفر صادق(علیه السلام)را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم. 

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)
كنیه: ابو عبداللّه لقب: صادق
پدر: حضرت محمد بن على (علیه السلام)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاریخ ولادت: یكشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى

مكان ولادت: مدینه مدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت: مسمومیت قاتل ملعون: منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)

زمان شهادت: یكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

مدفن مطهر: قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره) در كنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى باشد.



زندگینامه امام جعفر صادق(علیه السلام)


ادامه مطلب


نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 18 مرداد 1394 توسط : سید حجت الله صمدانی
عید صالحان





حس می کنم سبک شده ام؛ یک ماه پرواز در باغ ملکوت، یک ماه شست وشوی روح، یک ماه در محضر دوست بودن، شرایط پرواز را مهیا کرده است.
حس می کنم خودم را می فهمم و خودم را پیدا کرده ام.
امروز، روز عیدی است که صالحان، چشم به راهش بودند؛ روز عید فطر؛ روز رهایی از همه رذایل و پلیدی ها





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 27 تیر 1394 توسط : سید حجت الله صمدانی
رویدادهاى پس از غدیر تا زمان گسیل سپاه اسامه و رفتارهاى مخالفت جویانه عده اى نه چندان اندك از صحابیان، حكایت از آن داشت كه جمعى با توجه به ناخوشى رسول اكرم صلی الله علیه و آله در انتظار مرگ پیامبر و در اندیشه تصاحب حكومت اند و براى این هدف از هیچ مخالفتى دریغ نمى ورزند. از همین رو پیامبر با آگاهى از حوادثى كه به انتظار مرگ حضرتش كمین كرده بود و با شناختى كه از برخى اطرافیان خود داشت، در آخرین فرصت زندگى بر آن شد تا با بیان ساده و روشن مهم ترین پیام دوران رسالتش مسیر آیندگان را ترسیم نماید.
در روز پنجشنبه(چهار روز پیش از ارتحال) در آخرین روزها كه ارتباط انسانها از آسمان قطع مى گردید، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در حالى كه در بستر بود، تقاضاى قلم و كاغذى براى نوشتن وصیت نمود. چندتن از صحابه گرد بستر آن حضرت و زنان و فرزندش فاطمه سلام الله علیها در پس پرده اى حاضر بودند.
ما بقی مطالب در ادامه مطلب

ادامه مطلب


نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 28 آذر 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

مرحوم آیت الله مروی می فرمودند : مرحوم آقای معلم معتقد بودند خدمت خدمت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیدن خیلی مشکل است .

به آقای معلم دامغانی عرض کردم : آقا شما توسلی در طول زندگی خود نگرفتید که خدمت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برسید ؟

گفتند : نه .

یک وقت دیگر به آقای معلم گفتم : آقای معلم شما ختمی نگرفتید که آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینید ؟

گفتند : نه .

گفتم : آقا پس یک ختم به ما بدهید .

گفت : برای چه ختم میخواهی ؟

گفتم : خوب شما خودتان چرا ختم نگرفته اید ؟

گفت : راستش من فکر کرده ام حالا ختم هم بگیرم ! امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را هم ببینم ! اما با کدام چشم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نگاه کنم ؟ من که خجالت میکشم با چشمی که به این سو و آن سو میرود به حضرت نگاه کنم .

این چشم هرزه ، صاحبش باید خجالت بکشد به او که وجه الله است نگاه کند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وجه الله است .

برگرفته از کتاب خرمن معرفت





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

شب اول ماه شوال

از جمله لیالى شریفه است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث‏ بسیار وارد شده و روایت‏ شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست و از براى آن چند عمل است:

اول غسل است در وقتى که غروب کرد آفتاب.

دوم احیا آن شب به نماز و دعا و استغفار و سؤال از حق تعالى و بیتوته در مسجد.

سوم آنکه بخواند در عقب نماز مغرب و عشا و نماز صبح و عقب نماز عید الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا.

چهارم آنکه چون نماز مغرب و نافله آن را خواند دستها را بسوى آسمان بلند کند و بگوید یا ذا المن و الطول یا ذا الجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفر لی کل ذنب احصیته و هو عندک فی کتاب مبین پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید اتوب الى الله پس هر حاجت که دارد از حق تعالى بخواهد که ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد و در روایت‏ شیخ است که: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگوید یا ذا الحول یا ذا الطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفر لی کل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندک فی کتاب مبین پس بگو صد مرتبه اتوب الى الله.

پنجم زیارت کند امام حسین علیه السلام را که فضیلت‏ بسیار دارد و زیارت مخصوصه این شب در باب زیارات بیاید ان شاء الله.

ششم ده مرتبه بگوید ذکر یا دائم الفضل را که در اعمال شب جمعه گذشت.

هفتم بجا آورد ده رکعت نمازى که در شب آخر ماه رمضان گذشت.

هشتم بجا آورد دو رکعت نماز در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در دوم یک مرتبه بخواند و بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه بگوید اتوب الى الله پس بگوید یا ذا المن و الجود یا ذا المن و الطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه و آله صل على محمد و آله و افعل بی کذا و کذا و به جاى آن حاجات خود را بطلبد و روایت است که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام این دو رکعت را به این کیفیت‏ بجا مى‏ آورد پس سر از سجده برمى‏داشت و مى‏ فرمود به حق آن خداوندى که جانم به دست قدرت او است هر که این نماز را بکند هر حاجت از خدا بطلبد البته عطا کند و اگر به عدد ریگهاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد و در روایت دیگر به جاى هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده لکن نماز را بعد از نماز مغرب و نافله آن باید بجا آورد و شیخ و سید بعد از این نماز این دعا را نقل کرده ‏اند



ادامه مطلب


نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 6 مرداد 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان، وطن میلیون ها آواره فلسطینی است که استکبار جهانی آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت سلطه نیروهای اشغالگر قدس قرار داد.

از همان نخستین سال های اشغال پاره تن اسلام، با مقاومت فلسطینیان و اعتراض مسلمانان و دیگر انسان های آزاده جهان، نهضت مقابله با اسرائیل و حمایت از فلسطین مظلوم شکل گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی، ملت مسلمان ایران به ویژه پس از صدور پیام تاریخی امام امت در سال 1358 مبنی بر نام گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز جهانی قدس، مسئله آزادسازی فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان های خویش قرار داد. از این رو، همه ساله، روز قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر ستم کاران تاریخ و به لرزه درآوردن پایه های سست رژیم اسرائیل تبدیل کرده است.

اهمیت بیت المقدس از نظر اسلام

بیت المقدس به عنوان مهم ترین شهر فلسطین، از نظر اسلامی اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا مسجدالاقصی، نخستین قبله مسلمانان در این شهر تاریخی است.

از آغاز هجرت پیامبر اسلام به مدینه تا سال دوم هجری، قبله پیامبر در هنگام نماز و نیایش، بیت المقدس بود و بی شک، پیش از هجرت نیز در سیزده سالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکه مکرمه اقامت داشت، رو به بیت المقدس می ایستاد و نماز می گزارد. از این رو، این شهر، قبله نخستین، بلدالامین و حرم امن شناخته می شود.

افزون بر این، مسجدالاقصی هنگام معراج رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز ارزش و قداست خود را نشان داد، به گونه ای که خداوند می فرماید شبانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی ـ که اطراف آن را پربرکت گردانیده است ـ سیر داد تا آیات و نشانه های الهی را به او نشان دهد.

روز قدس؛ آغازی بر یک پایان

حضرت امام خمینی رحمه الله در پیام خود در سال 1358، با نام گذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به «روز قدس» فرمود: «من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم. ... من از عموم مسلمانان جهان و دولت های اسلامی می خواهم برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی، هم بستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند».

امام راحل با تدبیر الهی خویش و نام گذاری روز قدس، مبارزه با اسرائیل و دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین را به عنوان تکلیفی اسلامی به همه مسلمانان از فرقه ها و ملیت ها و زبان های گوناگون گوشزد کرد و اعلام داشت که حمایت از اسرائیل، خیانت به اسلام است.

وجوب جهاد بر ضد اسرائیل

در طول دهه پنجاه خورشیدی، حضرت امام رحمه الله در اعلامیه های گوناگون در پاسخ به نامه های مردم، دانشجویان و علما، مبارزه برای آزادسازی فلسطین و حمایت از گروه های مبارز فلسطینی را بر تمام مسلمانان واجب دانست و در تاریخ هفدهم مهر ماه سال 1357، اسرائیل را «غده سرطانی» نامید.

حضرت امام خمینی رحمه الله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی سی بی اس امریکا به صراحت فرمود: «ملت مسلمان ایران و هیچ مسلمانی و اصولاً هیچ آزاده ای، اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و ما همواره حامی برادران فلسطینی و عرب خود خواهیم بود. ... اسرائیل مطرود ماست و ما برای همیشه نه نفت به او می دهیم و نه او را به هیچ وجه می شناسیمبنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی همچنین در پیام برائت از مشرکین در سال 1366 فرمود: «ملت های مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفر خویش را از سازش کاری و مصالحه رهبران ننگین و خودفروخته ای که به نام فلسطین، آرمان مردم سرزمین های غصب شده و مسلمان این خطه را به تباهی کشیده اند، به دنیا اعلام کنند. ... ملت های مسلمان از مبارزه با این شجره خبیثه و ریشه کن کردن آن دست نخواهند کشید»..


ادامه مطلب


نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

صبح آن شبی که علی علیه السلام وفات یافت صبح بیست و یکم ماه رمضان سال چهلم هجری قمری امام حسن علیه السلام به مسجد آمد و برفراز منبر شد پس از حمد الهی و درود بر محمد و اهل بیتش چنین سخن گفت: دیشب مردی از دنیا رفت که پیشینیان و آیندگان را توان رسیدن به او در عمل نیست.

او همراه رسول خدا می‌جنگید و جان خویش را سپر او می‌کرد و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم پرچم را بدست او می‌داد و اورا بسوی دشمن گسیل می‌داشت و در حالی‌که جبرئیل در سمت راست و میکائیل* در سمت چپش در حرکت بودند واز جبهه جنگ برنمی‌گشت تازمانی که خداوند بردستانش پیروزی را روزی می‌ساخت و او در همان شبی فوت کرد که در مثل آن شب عیسی علیه السلام به آسمان عروج کرد و وصی موسی یوشع بن نون از دنیا رفت. او از طلا و نقره دنیا چیزی به ارث نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المال زیاد آمده بود و قصد داشت با آن برای خانواده‌اش خادمی بخرد.

در اینجا امام حسن علیه السلام گریست و مردم گریستند.

سپس فرمود: منم پسر پیامبر بشارت دهنده و ترساننده منم پسر آنکس که بسوی خدا به اجازه خود خدا دعوت می‌نمود من پسر چراغ نوردهنده‌ام من از خاندانی هستم که خداوند هر گونه پلیدی را از آنان دور ساخته است و آنان را پاک گردانیده است من از خاندانی هستم که خدا و کتابش دوستی آنها را واجب شمرده است و فرمود:

قل لاسالکم علیه اجراالاالموده فی القربی و من یقترف حسنه نزد فیهاحسنا

بگو ای پیامبر! من از شما بر تبلیغ رسالت هیچ مزدی نمی‌طلبم مگر دوستی نزدیکانم وهر کس حسنه‌ای بجا آورد کار نیکی کند افزونش می‌دهم حسنه و کار نیک در این آیه مودت و دوستی ما اهلبیت است.

میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 27 تیر 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

مادر عزیزم کاش پیشم بودی و اغوشت را از من دریغ نمی کردی نمی دانی چقدر به وجودت نیاز دارم





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 9 تیر 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی
مراسم جشن نیمه شعبان از تاریخ 21 خرداد ماه لغایت 23خرداد ماه با هنرنمایی هنرمندان در شهر زرند برگزار می شود







نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی





دست دادن به هم و مصافحه

از جمله دستورات مهم اسلام خوشرویی و حسن معاشرت با برادران دینی است که از جمله این آداب، مصافحه (دست دادن با هم) و معانقه (در آغوش گرفتن یکدیگر) است.

 * امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: به راستی که هرگاه دو مومن به هم برخورند و مصافحه کنند، خداوند دست خود را میان دو دست آنها درآورد و با هرکدام که بیشتر رفیق دیگر خود را دوست دارد مصافحه کند.

 

 * امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: برای مومن شایسته است که چون یکی از آنها از رفیقش نهان شد به واسطه ی درختی، سپس به هم برخورند، به هم دست دهند و مصافحه کنند.

* رسول خدا ا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده اند: هرگاه یکی از شما به برادرش برخورد باید به او سلام کند و به او دست بدهد، زیرا خدا عزوجل بدین روش فرشته ها را گرامی داشته ، شما هم کار فرشته ها را بکنید.

 

* رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده اند: هرگاه به هم برخورد کردید با درود و دست به هم دادن باهم برخورد کنید و چون از هم جدا شوید، به آمرزش جستن، از هم جدا شوید.

       * امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند:

 هرگاه مردی به رفیق خود دست دهد، آنکه در دست دادن بپاید اجر بزرگتری دارد از آنکه دست خود را از میان دست او می­کشد،

* امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: رسول خدا ا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  هرگز با مردی مصافحه نکرد که دست خود را از دست او بیرون کشد و ادامه داد تا او باشد که دست خود را از دست آن حضرت به در آورد.

* امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: مصافحه کنید زیرا مصافحه کینه و حسد را ببرد.





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

فلسفه بلاها و مصیبت‌های دنیایی

همه ما در دنیا دچار مشکلات، سختیها، بلاها، شرور و گرفتاری‌‌هایی میشویم و از این رو، یکی از مهمترین مسائلی که ذهن بشر را به خود مشغول کرده، فلسفه بلاها و مصیبتهاست.

قضاوت نسبى با معلومات محدود

معمولًا همه ما در قضاوت‏هاى خود و تشخیص مصداق‏ها روى رابطه‏اى که اشیاء با ما دارند تکیه مى‏کنیم. مثلًا مى‏گوییم فلان چیز دور یا نزدیک است یعنى نسبت به ما نزدیک یا دور است. فلان کس قوى یا ضعیف است، یعنى با مقایسه به وضع روحى یا جسمى ما، او داراى چنین حالتى است.

در مسائل مربوط به خیر و شر و آفت و بلا نیز داورىها، غالباً همین گونه است.

مثلًا اگر بارانى در سطح منطقه ببارد، ما کار نداریم که تأثیر این باران در مجموع، چگونه بوده است، تنها به محیط زندگى و خانه و مزرعه خودمان، و یا حداکثر شهرمان نگاه مى‏کنیم و اگر اثر مثبتى داشته مى‏گوییم نعمت الهى بود، اگر منفى بوده نام «بلا» بر آن مى‏گذاریم.

هنگامى که ساختمان فرسوده را براى نوسازى ویران مى‏کنند و ما به عنوان یک رهگذر، تنها از گَرد و غبار آن، خبر داریم مى‏گوییم چه حادثه بدی است، در حالی که قرار است در آینده در آنجا بیمارستانى ساخته شود که مردم از آن استفاده کنند.

در قضاوت سطحى و عادى، نیش مار را آفت و شر مى‏شمریم، بى‏خبر از اینکه همین نیش و زهر یک وسیله مؤثّر دفاعى براى این حیوان است، و غافل از اینکه گاهى از همین زهر، داروهاى حیات‏بخش مى‏سازند که جان هزاران انسان را نجات مى‏دهد.

مولانا مى‏گوید:

زهر مار، آن مار را باشد حیات

لیک آن، مر آدمى را شد ممات‏

پس بد مطلق نباشد در جهان

بد به نسبت باشد این را هم بدان

 

بنابراین اگر بخواهیم گرفتار اشتباه نشویم باید صرفا به معلومات محدود خود تکیه نکنیم، و در قضاوت‏ها تنها روى روابط اشیا با خودمان ننگریم بلکه تمام جوانب را در نظر بگیریم و قضاوت همه جانبه کنیم.

اصولًا حوادث جهان مانند حلقه‏هاى زنجیر به هم پیوسته است و انگشت روى یک قسمت کوچک گذاردن و درباره آن قضاوت قطعى کردن از منطق و عقل، دور است.

آنچه قابل انکار است آفرینش «شر مطلق» است امّا اگر چیزى از جهاتى خیر و از یک جهت شر است و خیر آن غلبه دارد بى‏مانع است. یک عمل جرّاحى از جهاتى ناراحت‏کننده و از جهات بیشترى مفید است بنابراین خیر نسبى است.

به مثال زلزله دقّت کنید: درست است که در یک نقطه ویرانى‏هایى به بار مى‏آورد امّا ارتباط زنجیره‏اى آن را با مسائل دیگر در نظر بگیریم چه بسا قضاوت ما عوض شود.

آیا زلزله مربوط به حرارت و بخارات درون زمین است یا مربوط به جاذبه ماه که پوسته خشک و جامد زمین را به سوى خود مى‏کشد و گاه مى‏شکند، و یا مربوط به هر دو است؟ دانشمندان نظرات گوناگونى اظهار کرده‏اند ولى هر کدام اینها باشد باید آثار دیگر آن را در نظر گرفت، یعنى باید بدانیم که حرارت درون زمین چه اثرى در ایجاد منابع نفتى که مهم‏ترین ماده انرژى‏زا در عصر ماست و همچنین تولید زغال‏سنگ و مانند آن مى‏گذارد؟! بنابراین خیر نسبى است.

و نیز جزر و مد حاصل از جاذبه ماه در دریاها چقدر براى زنده نگاه داشتن آب دریاها، و موجودات آن و گاه آبیارى سواحل خشک در آنجا که آبهاى شیرین به دریا مى‏ریزد تأثیر دارد، آن نیز خیر نسبى است.

اینجاست که مى‏فهمیم قضاوت‏هاى نسبى و معلومات محدود ماست که این امور را به صورت نقاط تاریک در صحنه آفرینش جلوه‏گر ساخته است، و هر قدر در ارتباط و پیوند حوادث و پدیده‏ها بیشتر بیندیشیم به اهمیّت آن مطلب آشناتر مى‏شویم.

در قرآن کریم مى‏خوانیم:  «اى بسا چیزى را ناخوشایند بشمرید امّا خداوند در آن خیر فراوان قرار دهد». (نساء/19)

همچنین میخوانیم: «چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانید» (بقره/216)





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی
جابر بن عبدالله انصارى گوید:
روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است، حضرت به اوخطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى که  چگونه و براى چه مى‌باشد؟
اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن کسى که محمّد صلّى الله علیه و آله را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهدبود.
آن شخص عرض کرد: پس مرا تعلیم فرما.
امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعودباشد.
دومین تکبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حرکت و سکون نمى‌باشد.
سومین تکبیر یعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه کرد.
چهارمین تکبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود.
پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌کند.
ششمین تکبیرمعنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمین تکبیر یعنى؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعادو جوارح نیست.
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:
معناى رکوع آن استکه مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از رکوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْحَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.
و هنگامى که سر بر سجده فرودآورى، گویى: خداوندا! مرا از خاک آفریده‌اى؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى؛ مرا ازخاک خارج گردانده‌اى.
و همین که دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک بر مى‌گردانى؛
و چون سر بلند کنى گویى: و مرا از درونهمین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.
و مفهوم تشهّد،تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول وولایت اهل‌بیت او علیهم صلوات الله مى‌باشد.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

نام آن امام همام، علی است به سال ۲۱۲ ه.ق در نزدیکی مدینه تولّد یافت و در ۴۱ سالگی به شهادت رسید.

پدر ارجمندش، امام محمد تقی (علیه السلام)، نهمین امام شیعیان است و مادرش سمانه است.

مشهورترین لقب‌های مبارکش، هادی و نقی و کنیه‌اش ابوالحسن ثالث است. [۱] [۲]

اخلاقیات

امام دهم (علیه السلام) به پاکی زندگی و بندگی خدا شهره بود.

بیش‌ترین ساعات شب و روز را به عبادت و طاعت می‌گذرانید و از فضیلت‌ها و ویژگی‌های او، علم و حلم و کرم و هیبت و عظمت بود. [۳] [۴]

امام هادی (علیه السلام) پیروان خویش را از حسادت و بدزبانی و همنشینی با گمراهان بر حذر می‌داشت. می‌فرمود: «دنیا به سان بازاری است که برخی در آن -برای آخرت خویش- سود می‌برند و برخی زیان می‌کنند.» [۵]

او با زهد و پارسایی کامل در دنیا می‌زیست و به جذبه‌ها و لذّت‌های مادّی میل نمی‌کرد.

فضیلت‌های امام دهم (علیه السلام) موجب گشت تا شیعیان شیفته او شوند و از آن سو نیز، دشمنان به مدح و ستایش‌اش دهان بگشایند. [۶]

دلائل امامت

درباره امامت آن حضرت، اخبار و احادیث فراوانی نقل است.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در روایتی، دهمین وصی خویش را علی بن محمد (علیه السلام) خوانده است. [۷]

نیز امام نهم (علیه السلام) به صراحت از امامت او سخن گفته است و همچنین در وصیت، پیش از شهادت، آشکار و صریح آن حضرت را جانشین خود خوانده است.

چون امام جواد (علیه السلام) خواست وصیت کند، امام هادی (علیه السلام) کودک بود. از این رو، عبداللَّه بن مساور از سوی امام جواد (علیه السلام) مأمور شد برخی امور اجرائی شیعیان را بر عهده گیرد تا هنگامی که ایشان به بلوغ رسد. برخی کسان مانند احمد بن ابوخالد و حسن بن محمد- مشهور به جوّانی- و نصیر خادم بر این وصیت گواه بودند. [۸]

افزون بر آنکه نصوص معتبر بر امامت امام هادی (علیه السلام) شهادت می‌دهند، برجستگی و ویژگی‌های شخصی آن حضرت نیز دلیلی روشن بر این حقیقت است.

آن امام همام (علیه السلام) در علم و عمل، از همه مردمان روزگار خویش برتر بود و هیچ خطا و گناه و نسیانی از او ندیدند و دعایش با استجابت قرین بود و معجزه‌ها و کرامت‌ها به ظهور رسانید.

مدت امامت

حضرت هادی (علیه السلام) پس از شهادت پدر به سال ۲۲۰ ه.ق منصب امامت را بر عهده گرفت و در آن روزگار، هشت ساله بود.

مدّت امامت ایشان ۳۳ سال طول کشید. ۱۳ سال در مدینه و ۲۰ سال در سامراء.

خلفای هم عصر

در زمان امامت امام هادی، شش خلیفه عباسی بر مسند قدرت نشستند:

۱. معتصم؛

۲. واثق؛

۳. متوکل؛

۴. مُنتصَر؛

۵. مستعین؛

۶. مُعتَزّ. [۹]

خصوصیات دوران

روزگار امام دهم (علیه السلام) از حساس‌ترین دوران حیات شیعه است. ویژگی این دوران، ستم جانکاه و استبداد کامل دستگاه خلافت است.

متوکل از خودکامه‌ترین خلفای عباسی، در این روزگار حکومت می‌کرد و دشمنی و کینه ویژه‌ای با خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله) داشت.

در عهد او شیعیان به سختی می‌زیستند و بی‌حرمتی‌ها و ستم‌های فراوانی بدانان روا می‌شد. متوکل آشکارا به ساحت مقدّس علی بن ابی طالب (علیه السلام) اهانت کرد و حرم شریف حضرت حسین بن علی (علیه السلام) را ویران ساخت و امام هادی (علیه السلام) را به سختی زیر نظر داشت و به هر بهانه‌ای ایشان را احضار می‌کرد و آزار می‌داد.

او مردم مدینه و مکه را از معاشرت با علویان منع کرد. اگر کسی‌ کمکی به شیعیان می‌رسانید، به سختی عقوبت می‌شد.

وضعیت مالی شیعیان بسیار بغرنج بود به گونه‌ای که گفته‌اند زنان علوی برای نماز گزاردن به حد کفاف چادر نداشتند و گاه یک چادر را میان خود می‌گرداندند و به نوبت نماز می‌گزاردند. [۱۰]

هر چند امام هادی (علیه السلام) در این ایام به گونه پیوسته در زندان نبود، حکومت به سختی از ایشان مراقبت می‌کرد و رفتار آن حضرت را به صورتی دقیق زیر نظر داشت. مأموران حکومتی بارها به ناگاه خانه امام (علیه السلام) را می‌جستند تا شاید بهانه‌ای برای آزار ایشان بیابند.

حکومت عباسی از این گذر می‌خواست بر شخصیت امام (علیه السلام) آسیب زَنَد و ایشان را از چشم مردم بیندازد و با آزار یاران و شیعیان امام (علیه السلام) مکتب تشیع را از پیشرفت باز دارد.

فعالیت‌های امام برای ترویج مذهب تشیع

نشر معارف دینی و دفاع از حقانیت شیعه در آن روزگار، تدبیر خردمندانه و سنجیده‌کاری طلب می‌کرد. امام هادی (علیه السلام) برای دست یافتن بدین هدف، فعّالیت‌های خویش را در دو بخش سامان داد:

پاسخگویی به شبهات مخالفان

یکی بهره‌گیری از هر گونه فرصتی که پیش می‌آمد برای بازنمودن باورهای حق شیعه. این فرصت‌ها معمولًا از گذر شرکت امام در مجالس علمی و پاسخگویی‌های ایشان به شبهه‌های مخالفان رخ می‌نمودند.

پشتیبانی معنوی و مادّی شیعیان

امام در این بخش از فعّالیت‌های خویش، نیازهای فکری و معیشتی پیروان خویش را بر می‌آورد و معارف حقّ تشیع را بدانان می‌آموخت و بنیه دینی‌شان را توانمند می‌ساخت. [۱۱]

با الهام از تعالیم امام هادی (علیه السلام) بود که برخی علویان، علیه عباسیان می‌شوریدند و حکومت را به زحمت می‌انداختند. [۱۲]

امام هادی (علیه السلام) با فداکاری و کوشش پیوسته، اسلام راستین را از گزند تحریف و تصحیف مصون داشت و مشتاقان تعالیم دینی را از آن بهره‌مند ساخت و جایگاه والای امامت در آیین اسلام را برای مؤمنان عصر خویش تبیین کرد.

نحوه شهادت

فعّالیت‌های امام هادی (علیه السلام) به هیچ روی، خوشایند عبّاسیان نبود. آن امام (علیه السلام) پیوسته در معرض آزارها و مزاحمت‌های حکومت بود تا سرانجام معتزّ- خلیفه عبّاسی- تصمیم بر قتل امام (علیه السلام) گرفت.

درباره چگونگی شهادت‌ امام (علیه السلام) نقل کرده‌اند که با زهری کشنده و به دست عوامل خلیفه در سال ۲۵۴ ه.ق و در شهر سامراء به شهادت رسید.

مرقد پاک آن حضرت در همان شهر جای دارد. [۱۳] [۱۴]

پانویس

۱. مصنّفات الشیخ المفید، ج۱۱، ص۲۹۷.

۲. مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۵۲۳.  

۳. الاصول من الکافی، ج۱، ص۴۹۹.

۴. اعیان الشّیعه، ج۲، ص۳۷.

۵. بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۶.  

۶. بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۱۱-۲۱۲.  

۷. اعلام الوری، ص۳۷۷.

۸. الاصول من الکافی، ج۱، ص۳۲۵.   

۹. مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۵۰۵.  

۱۰. مقاتل الطّالبیین، ص۵۹۹.

۱۱. پیشوایان ما، ص۲۶۱.

۱۲. امام هادی و نهضت علویان.

۱۳. اثبات الوصیه، ص۲۰۵-۲۰۶.

۱۴. الانوار البهیه، ص۲۷۰.   

 





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 13 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی


 

اعمال لیله الرغائب

بدان كه شب جمعه اول ماه رجب را لیله الرغائب مى‏‌گویند و از براى آن عملى از حضرت رسول صلى الله علیه و آله وارد شده با فضیلت بسیار كه سید در اقبال و علامه در اجازه بنى زهره نقل كرده‌‏اند از جمله فضیلت او آنكه گناهان بسیار به سبب او آمرزیده شود و آنكه هر كه این نماز را بگزارد چون شب اول قبر او شود حق تعالى بفرستد ثواب این نماز را به سوى او به نیكوتر صورتى با روى گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وى گوید اى حبیب من بشارت باد تو را كه نجات یافتى از هر شدت و سختى گوید تو كیستى به خدا سوگند كه من رویى بهتر از روى تو ندیدم و كلامى شیرین‏تر از كلام تو نشنیده‌‏ام و بویى بهتر از بوى تو نبوییدم گوید من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردى آمدم امشب به نزد تو تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایى تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افكند در عرصه قیامت پس خوشحال باش كه خیر از تو معدوم نخواهد شد هرگز و كیفیت آن چنان است كه روز پنجشنبه اول آن ماه را روزه مى‏دارى چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مى‏گزارى هر دو ركعت به یك سلام و در هر ركعت از آن یك مرتبه حمد و سه مرتبه إنا أنزلناه و دوازده مرتبه قل هو الله أحد مى‏خوانى و چون فارغ شدى از نماز هفتاد مرتبه مى‏گویى: ‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلَى آلِهِ (وَ آلِ مُحَمَّدٍ )پس به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏گویى: ‏سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلاَئِكَهِ وَ الرُّوحِ‏ پس سر از سجده بر مى‏دارى و هفتاد مرتبه مى‏گویى: ‏رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ‏پس باز به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏گویى: ‏سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلاَئِكَهِ وَ الرُّوحِ ‏پس حاجت خود را مى‏‌طلبى كه إن شاء الله برآورده خواهد شد0

شیخ عباس قمی- مفاتیح الجنان




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی


چشم پاک  دختری از جمله‌ای تر مانده است""" چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده  است

روی  دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش """ عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . .  .

یاد و  خاطره شهیدان گرامی باد

شهید سید مرتضی  آوینی

1) الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی  نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته  باشی.

2)شهادت  پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت  قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین  را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.


3)شهادت قلبی است که خون حیات را در  شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را زنده نگه  می‌دارد.


4)شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و  حیات نهضت ما در خون شهید است.
5)شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را  برمی‌گزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش  می‌میرد و لذت زیستن را نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او  وانمی‌گذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت  می‌آمیزد.


6)شهادت مزد خوبان است.





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3