تبلیغات
 شهید سید رضا سیدعلیزاده(صمدانی) - مطالب سید مرتضی صمدانی

روز خندق جبرییل این جمله را میزد هوار

لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

پا که در میدان نهادی گفت دشمن الفرار

لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

نام زیبای تو را بردم خزانم شد بهار

لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

میثم تمار هم فریاد زد بر روی دار

لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

میروم روز قیامت نزد حق با این شعار

لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

خادمان حضرت عشقیم ما با افتخار

لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی



 

عرفه آمد ومن باز مصفا نشدم

 

حاجی معتکف یوسف زهرا نشدم

 

همه گشتند سفید و دل من هست سیاه

 

باز هم شکر که پیش همه رسوا نشدم

 

 روز عرفه روز دعوت عاشقانه بسوی خدا مبارک




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی



 یاری تو به ناتوان،
      از بهترین صدقه هاست.
      امام رضا علیه السلام




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

یکی از سرمایه داران مدینه وصیت کرد که انبار خرمای او را پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به بینوایان انفاق کند.

پس از مرگ او، رسول خدا تمام خرماها را به فقرا داد، آن گاه یک عدد خرمای خشکیده و کم مغز برداشت

و به مسلمانان فرمود:سوگند به خدا که اگر خود این مرد، این یک دانه خرما را به بدبخت و گرسنه ای می داد،

 پاداش آن نزد پروردگار بیش از همه این انبار خرما بود که من به دست خود که پیامبر خدا هستم، به فقرا و بینوایان دادم.

لذا در یک حدیث دیگری پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: اگر مرد در زمان حیات خود یک درهم صدقه بدهد،

 بهتر از یکصد درهم صدقه در موقع مردنش است
نمونه معارف اسلامی، ص ۴۱۹
جامع احادیث شیعه، ج ۸





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 7 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی







نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
بلند همتی

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الرحیم

 

 

روزی حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مسافرت به شخصی برخوردند و میهمان او شدند. آن شخص پذیرائی شایانی از حضرت نمود، هنگام حركت آن جناب فرمود: چنانچه خواسته‌ای از ما داشته باشی از خداوند درخواست می‌كنم تو را به آرزویت نائل نماید.

عرض كرد: از خداوند بخواهید به من شتری بدهد كه اسباب و لوازم زندگی‌ام را بر آن حمل نمایم و چند گوسفند كه از شیر آنها استفاده كنم، پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آنچه می‌خواست برایش تقاضا نمود. آن گاه رو به اصحاب كرده فرمودند: ای كاش همت این مرد نیز مانند پیرزن بنی اسرائیل بلند بود و از ما می‌خواست كه خیر دنیا و آخرت را برایش بخواهیم.
عرض كردند: ‌داستان پیرزن بنی اسرائیل چگونه بوده است،

آن جناب فرمود: هنگامی كه حضرت موسی خواست با بنی اسرائیل از مصر به طرف شام برود ...از هر كس جویای محل قبر یوسف شد اظهار بی‌اطلاعی می‌نمود به آن جناب اطلاع دادند كه پیرزنی است ادعا دارد من قبر یوسف را می‌دانم در كجاست، دستور داد او را احضار كنند... عجوزه گفت: یا موسی «علم قیمت دارد»، من سالها است این مطلب را در سینه خود پنهان كرده‌ام، در صورتی برای شما اظهار می‌كنم كه سه حاجت از برای من برآوری. حضرت فرمود: حاجت‌های خود را بگو. گفت:
اوّل آنكه جوان شوم؛
دوّم: به ازدواج شما درآیم؛
سوّم: در آخرت هم افتخار همسری شما را داشته باشم.
حضرت موسی از بلند همتی این زن كه با خواسته‌خود جمع بین سعادت دنیا و آخرت می‌كرد متعجب شد، از خداوند درخواست نمود هر سه حاجت او برآورده شد.

منبع: كتاب داستانها و پندها ، آیت الله محمد محمدی اشتهاردی ، جلد چهارم صفحه 57

 

 





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی


عشق علی امروز چه منجلی است

 امروز زهرا مهمان دل علی است

دل علی، امروز عرشی تر از همیشه است

  امروز علی عاشق تر از همیشه است

سالروز ازدواج  حضرت علی علیه السلام

و   حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی


✅ پخت و پخش آش نذری یکی از حاجت گرفتگان شهید سیدرضا صمدانی در جوار قبر آن شهید والامقام





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

سخنرانی شیخ احمد پناهیان و مداحی امیر عباسی در مسجد دانشگاه امام صادق (ع( بیان شد

در  محله شهرک قدس (یا بقول بعضی ها شهرک غرب) تعدادی جوان مجلس زیارت عاشورایی را شروع کردند. دبیرستانی بودند و رفیق هم بودند. مدتی این مراسم در منزل یکی از این جوان ها برگزار شد و بعد از مدتی دیگر برگزار نشد. صاحب خانه که یکی از همین جوان ها بود، البته ایشان الان یک فاضل بزرگواریست، می گفت: حضرت ولی امر عجل الله تعالی فرجه الشریف را در رویایی صادقه زیارت می کنند. حضرت به این آقا فرمودند: چرا هیئت خود را تعطیل کرده اید؟ ایشان می گفت که من خیلی تعجب کردم! عرض کردم به آقا که آخه این یک هیئت خاصی نبود! یک مجلس زیارت عاشورای ساده بود که دارای جمعیت خاصی هم نبود. بچه ها کم کم نیامدند و جلسه تعطیل شد. حضرت فرمودند که "ما که می آمدیم!"





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی



 

اگر روزی اسرا برگشتند و من نبودم سلام مرا به آنها برسانید و بگوئید خمینی  به یادتان بود.
                                                                                            «
امام خمینی ره»



    
درود خدا و بندگان صالحش   به شما آزاده عزیز که با تحمل شکنجه ها و صبر و بردباری در برابر سختیهای دوران   اسارت، مردانه به ندای رهبر خود لبیک گفتید و تا پای جان  برای  دفاع از شرف  و ناموس خود و برای عزت و سربلندی و امنیت  و آسایش  این مرزپر گهر قد برافراشتید.
   
بدینوسیله ٢٦ مرداد ماه  سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی را به شما، خانواده محترم و جامعه ایثارگران تبریک عرض نموده و آرزوی توفیق  روز افزونتان  را از درگاه حضرت باریتعالی مسئلت می نماییم





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

خدا نوشته مرا پاسبانشان باشم
مدافع حرم عمه جانشان باشم

خدا نوشته که بعد از هزار و اندی سال
شعاعی از قمر خاندانشان باشم





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 25 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی






نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 24 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

 

شفاعت چادر حضرت در دنیا

ابن شهر آشوب و قطب الدین راوندى گویند:

روایت شده كه امیرالمومنین على علیه السّلام مقدارى جو از یك یهودى قرض كرد، یهودى گفت:

باید در ازاى آن چیزى را به عنوان رهن در نزد من بگذارى. و على علیه السّلام چادر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را كه پشم بود به او داد. آن شخص چادر را گرفته و به خانه برده، در اطاقى گذاشت.

به هنگام شب زن آن شخص براى انجام كارى داخل اطاق مذكور گردید و نورى را دید كه اطاق را روشن كرده، فورا از اطاق خارج شد و آنچه را دیده بود به شوهرش اطلاع داد، مرد یهودى كه فراموش كرده بود چادر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در آن اطاق است

دَخَلَ الْبَیْتَ فَإِذَا ضِیَاءُ الْمُلَاءَةِ یَنْشُرُ شُعَاعُهَا كَأَنَّهُ یَشْتَعِلُ مِنْ بَدْرٍ مُنِیرٍ یَلْمَعُ مِنْ قَرِیبٍ 

تعجّب نمود و به سرعت برخاسته داخل آن اطاق گردید و بلافاصله دریافت كه آن نور از چادرى ساطع مى‏شود كه امیرالمومنین على علیه السّلام آن را گرو گذاشته است.

 پس آن مرد یهودى و همسرش از خانه خارج شده و هر یك به سوى اقوام خویش شتافته و آنها را از معجزه‏اى كه دیده بودند آگاه نمودند، و در اثر این واقعه هشتاد نفر از آنها به اسلام متمایل گردیده و ایمان آوردند.

(مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 387)





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 21 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

شعر در وصف شهدای مدافع حرم

 

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند

یک موج از تلاطم یم آفریده‌اند

 

ما را فدائیان پسرهای فاطمه

ما را شهید میر و علم آفریده‌اند

 

ما را به اعتبار عنایات فاطمه

گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند

 

بهر بریدن سر اولاد عمروعاص

در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند

 

هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید!

زین رو ز شیعه عده کم آفریده‌اند

 

دجال ها و حرمله ها را مهاجم و

ما را مدافعان حرم آفریده‌اند

 

سید علی خامنه ای پیر عشق گفت:

” فریاد را علیه ستم آفریده اند “





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
رنج یا موهبت

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید:تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زیر اورد و گفت
وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.
همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار!





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
  • تعداد کل صفحات : 35  صفحات :
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...