السلام علیک یا اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
 
مرحوم حاج سید مهدی صمدانی
موسس و واقف حسینیه چند منظوره المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف

 شهرستان زرند( کرمان)

 خیابان شهید استاد مطهری، مطهری12





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 5 دی 1392 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

روزه
نماز باتوجه
انفاقات
حتی جهاد فی سبیل الله.
برای رسیدن به چنین دنیایی است که مردم بنده خدا باشند.   رهبرمعظم انقلاب امام خامنه ای




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی


ما باید سعی کنیم که روح بندگی را درخودمان زنده نماییم.بندگی،یعنی تسلیم در برابر خدا،یعنی شکستن آن بتی که در درون ماست.آن بت درونی ما «یعنی من» در خیلی جاها خودش را نشان می دهد رهبر معظم انقلاب




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 3 آبان 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 29 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

امام سجاد علیه السلام

 

یعقوب کربلا! چه قدر گریه می کنی

از صبح زود تا به سحر گریه می کنی

 

یعقوب را که غصه ی یوسف شکست و تو

داری برای چند نفر گریه می کنی

........

گفتند آقا چرا اینقدر گریه می کنید

حضرت فرمود: یعقوب در فراق یوسفش آنقدر گریه کرد که چشمانش سفید شد و ابیضت عیناه من الحزن

چرا من گریه نکنم در یک روز مقابلم 18 یوسف را سربریدند

.......

وقتی که چشم هات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه می کنی

 

این طفل را به جان خودت آب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه می کنی

 

از صبح تا غروب فقط نیزه می زدند

داری به «قتل صبر» پدر گریه می کنی

 

چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه می کنی؟!

 

امان از مصیبت شام:

 

با دیدن اسیر کجا می رود دلت؟!

با دیدن فقیر کجا می رود دلت؟!

 

علی اکبر لطیفیان




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

1-پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله  فرمود : بنده‌ای كه مطیع پدر و مادر ( البته مطیع بودن در برابر پدر و مادر در راه دین و گرنه اگر پدر و مادر معصیت از ما خواستند نباید انجام دهیم ) و پروردگارش باشد ، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.كنزالاعمال جلد 16 صفحه 467

 

2-پیامبر خدا صلی الله علیه و آله  : فرمود : كسی كه دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیكی كند و صله‌ی رحم بجای آورد.كنزالاعمال جلد 16 صفحه 475

 

3-رسول خدا صلی الله علیه و آله  فرمود: به پدرانتان نیكی كنید تا فرزندانتان به شما نیكی كنند، از زنان مردم چشم‌پوشی كنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم‌پوشی كنند.كنزالاعمال جلد 16 صفحه 466





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

شعر شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

آفتاب لب بامم، پدرِ گریه منم

علی اوسطم و پیر عزا و مَحنم

قسمت این بود كه با گریه شوم هم بیعت

یادگاریِ غریبِ پدری بی كفنم

آب شد پیكر من از غم دروازه شام

ردی از سلسله ها هست به روی بدنم

یوسفی بودم و از حادثه یعقوب شدم

پسر خسته دل كشته بی پیرهنم

ابكی ابكی لحسین بن علی العطشان

شهرۀ شهر شده گریه دشمن شكنم

كاش در لحظه دفن پدرم می مردم

آن كه بوسید چو عمه رگ حلقوم، منم

شیرم از حیلۀ روباه ندارم باكی

من كه دل گرم به خون خواهی ابن الحسنم

قبلهٔ گریه كنان همه عالم هستم

آخرین غصه جان سوز محرم هستم

رمقی نیست در این پای پر از آبله ام

بی قیام است چو زینب همه شب نافله ام

كمرم را غم شش ماهه برادر تا كرد

کشته ام كشتۀ تیر سه پر حرمله ام

ای پدر دل ز فراق تو به جان آمده است

مثل زهرای حرم خسته ازین فاصله ام

تا به كی زار زدن یاد تن نحر شده؟

شاهد سوختهٔ سوختن قافله ام

آتش از این تن بیمار خجالت نكشید

هم تنم سوخت وَ هم این دل پر از گله ام

در چهل روز فقط خوردن خون كارم بود

شد شكسته همه شب حرمتم و نافله ام

اربعینی به دلم غربت و غم نازل شد

من حسینی شدم و عمه ابوفاضل شد





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی



بوسه رهبر معظم انقلاب بر تابوت شهید محسن حججی، مدافع حرم اهل بیت علیهم‌السلام





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 5 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

معنای «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ اَرْضٍ کَرْبَلاء» «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ اَرْضٍ کَرْبَلاء» یک کلمه بزرگی است که اشتباهی می‌فهمند.

آنها خیال می‌کنند که یعنی هر روز باید گریه کرد! لکن محتوایش غیر از این است. نقش کربلا این بود که سید الشهدا - سلام الله علیه- با جمعیت معدود، آمدند کربلا و در مقابل ظلم یزید و در مقابل دولت جبار ایستادند و فداکاری کردند و کشته شدند، لکن ظلم را قبول نکردند. همه‌ روز باید ملت ما این معنا را داشته باشد که امروز روز #عاشورا ست و ما باید مقابل ظلم بایستیم.

امام خمینی (ره)؛ ۴ مهر
۱۳۵۸





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 5 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
شعر ها و دوبیتی به مناسبت ایام سوگواری امام حسین(علیه السلام)


در عزای شه دین کرببلا می لرزد
نه همین کرببلا عرض و سما می لرزد
گوئیا ناله زهرا رسد از دور به گوش
کاین چنین دست و تن شمر دغا می لرزد
::
::
با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی ازآب کنید
خواهید که سر بلندو جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید
::
::
ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین
وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین
هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است
هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین
::
::
هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند
با سرورِ آفتاب بیعت کردند
رفتند و به دریای ابد پیوستند
چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند . . .
::
::
باز شد ماه محرّم، کربلا را بنگرید
حجّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید
وعده‏گاه وصل جانان، قبله‏ گاه اهل دل
کوی هفتادودو قربانی، منا را بنگرید
::
::
هر سال برای تو سیه می پوشیم
در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم
ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز
با یاد لب تو آب را می نوشیم . . .
::
::
عشقی به حسین عشق زینب نشود
این عشق جدا ز شیعه یارب نشود
در روز و شبی که من نگریم ز غمش
آن شام سحر و آن سحرم شب نشود
::
::
لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید
جامی ز زلال آفتابم بدهید
من پرسش سوزان حسینم یاران
با حنجره عشق جوابم بدهید . . .
::
::
امــام صابــران بـودم، خمیدم
جدا از شاخه شد یـاس امیدم
چو دست از جسم عباسم جدا شد
سـر خود را به نوک نیزه دیدم
::
::
این خاک به خون عاشقان آذین است
این است در این قبیله آیین ، این است
زاین روست که بی سوار برمی گردد
اسب تو که زین و یال آن خونین است…

::

::

محرم شد و دلها شکست
از غم زینب، دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد
از عطش خاک، کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت
چله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و لیلا همه در خون شدند
این چه غمی بود که دنیا شکست
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
::
::
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
::
::
آقا سلام برغزل اشک ماتمت
بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت
چندی گذشت در غم هجران اشک تو
پرمی کشید دل به هوای محرّمت…
::
::
اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسین
مویم ز غصه رشته ی مهتاب شد حسین
هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو
از بس که سوختم جگرم آب شد حسین
جانسوز تر ز داغ تو دیگر کسی ندید
خورشید هم ز داغ تو در تاب شد حسین
::
::
منزلگه عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است
از مردم گمراه جهان راه مجویید
نزدیکترین راه به الله حسین است
::
::
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
::
::
رعرش مجلس غم ارباب عالم است
مشکى بپوش اى دل شیدا محرم است
غش کرد فاطمه به خدا محتشم بس است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
::
::
محرم شد از غم نگاهم گرفت
به سوزانترین اشک، آهم گرفت
شکست در گلو بغض سوزان من
و عطر حسین روح و جانم گرفت
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
::
::
محرم ماه الفت با جنون است
چراغ کوچه هایش بوی خون است
محرم حرمت خون است و خنجر
تلاطم می کند حنجر به حنجر . . .
::
::
غم ِ زهرا مرا سوز درون داد
دم ِ حیدر به من شور جنون داد
حسین آمد به زخم دل نمک ریخت
مرا با شور عاشورا در آمیخت
::
::
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی


 رهبرانقلاب: مؤمن نباید ذلّت را قبول كند. شما میبینید امام حسین علیه‌السلام فرمودند كه ما ذلّت را نمی‌پذیریم..






نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
افشین مقدم




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 مهر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

بی ریا ترین موکب

چقدر دل بچه ها پاک و بی ریاست

ما چقدر برای اهل البیت خالصانه کار میکنیم




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
  • تعداد کل صفحات : 37  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...